بیان مساله
فرایند ارتباطات یكی از فرایندهای مهمی است كه بر روی اثر بخشی سازمانها و موفقیت مدیر نقشی اساسی ایفا می كند. تحقیق وبررسی در محیط سازمانها و حیات كاری نشان می دهد كه بطور متوسط مدیران سطوح مختلف بین 75% تا 95% از اوقات خود را صرف ارتباطات و پیام رسانی می كنند.
مكالمات تلفنی، جلسات، بررسی گزارشها، دادن دستور و تعلیمات، نوشتن نامه، بررسی اطلاعات فاكس و تلكس، و فعالیتهایی از این قبیل مثالهایی بر فرایند ارتباطات می باشد. سیستم گردش خون در اعضای بدن چه نقش مهمی را ایفا می كند، ارتباطات نیز در سازمانها همان نقش را ایفا می كند (امیر كبیری،1377).
1-1- بیان مسئله
بسیاری از نخبگان علم مدیریت، دنیای كنونی را دنیایی در حال تغییر با شدتی غیرقابل تصور دانستهاند كه این امر موجب میشود مدیران نیاز شدیدی در ارتباط با تواناییهای لازم برای هماهنگی با این تغییرات را در خود احساس كنند (14). مارتینز و بلانچ (2003) موفقیت سازمانهای امروزی را به نسبت زیاد متكی بر خلاقیت، نوآوری، كشف و اختراع میدانند. با توجه به نیازهای موجود، سازمانها جهت ادامهی حیات، به سوی تغییر در رفتار افراد و همچنین تغییرات كارامد در سازمانها تشویق میشوند، كه به نظر میرسد انجام این تغییرات به شكل پیدایش افكار نو و مفید به سرعت در حال افزایش است (مارتینز، 2003). بسیاری از صاحبنظران بر این باورند كه اگر قرار است در یك سازمان تغییرات مؤثر و پایدار به وجود آید، فرهنگ آن سازمان باید دستخوش تغییر شود. محققینی چون احمد (1998)، مارتل (1989)، فیزی (1993) و رابینز (1996) بر اهمیت فرهنگ سازمانی در ایجاد چارچوب آموزشی كه در آن خلاقیت و نوآوری به عنوان متغیری اساسی پذیرفته شود، تأكید دارند. جانسون (1996)، پینار (1997)، تسلاك (1997) و تاشمن (1997) بر این باورند كه فرهنگ هر سازمان ممكن است به عنوان عاملی در میزان خلاقیت و نوآوری موجود در سازمان مشاركت داشته باشد (مارتینز، 2003).