بخش اول رهبری
2-1مقدمه
تعاریف متعددی از رهبری شده است كه مجموعا در چند مورد با هم مشتركند. اول اینكه رهبری یك فرایند است دوم اینكه رهبری با تغییر آمیخته است سوم اینكه رهبری درون گروه شكل می گیرد و چهارم اینكه رهبری هدفمند است (افجه، 1388، ص 416) در كنار اینها آنچه به رهبری هویت می بخشد "تاثیر و نفوذ" است و بدون آن رهبری وجود ندارد (همان، ص 417) بخشی از تاثیر بر پیروان ناشی از قدرت رهبر است. و منابع قدرت شامل قدرت پاداش، زور، قانون، مقام (مرجعیت) و دانائی (كارشناسی) است ( همان، ص 421-2) از دیدگاه برنز قدرت به معنای زور و اجبار نبوده بلكه از طریق رابطه با دیگران ایجاد می شود و رهبران و پیروان به طور جمعی از آن برای تحقق اهداف جمعی خود استفاده می كنند. (همان، ص 422) موضوع دیگر در ادبیات رهبری بحث تفاوت های رهبر با مدیر است. وظیفه اصلی مدیریت فراهم آوردن نظم و ترتیب و هماهنگی در سازمان است در حالی كه وظیفه رهبری ایجاد تغییر و حركت است. مدیریت به دنبال جستجوی نظم و ثبات است ولی رهبری در پی تغییرات سازنده و جرح و تعدیل است. (همان، ص 423) رهبری بر انگیزه و الهام بخشی و روحیه دمیدن و انرژی دادن به افراد برای ارضای نیازهای تحقق نیافته آنها تاكید می كند. (همان، ص 425) نكته دیگر اینكه رهبری با زور تفاوت دارد. زور به كارگرفتن تنبیه و پاداش و سایر محدودیت ها در محیط كار برای تحقق تغییر و هدفهای پیش بینی شده است.
2-1- مقدمه:
مطالب این بخش تحت سه عنوان كلی مطرح میشود:
1) فرهنگ سازمانی: تعریف فرهنگ- مفهوم و تعریف سازمان- تعریف فرهنگ سازمانی- اهمیت فرهنگ سازمانی- سطوح فرهنگ سازمانی- الگوی وظایف فرهنگ سازمانی- انواع فرهنگ سازمانی- فرهنگ حاكم و خردهفرهنگها- الگوهای اساسی تشریح فرهنگ سازمانی- فرهنگ و خلاقیت
2) سبكهای رهبری: تعاریف رهبری- تفاوت رهبری و مدیریت- شایستگیهای رهبری- مكاتب رهبری
3) خلاقیت: تعریف خلاقیت- تفاوت خلاقیت و نوآوری- نظریههای خلاقیت- فرآیند خلاقیت- عوامل توسعه خلاقیت- فنون خلاقیت- موانع خلاقیت- ویژگیهای افراد خلاق- عوامل مؤثر بر خلاقیت سازمانی- نقش مدیریت در خلاقیت
چکیده
امروزه عصر نوین مدیریت، کلیه مسئولان و دستاندرکاران سازمانها را متوجه این واقعیت نموده است که برای دستیابی به حداکثر اثربخشی سازمانی به فکر استفاده از اندیشههای خلاق باشند. کامینگز و اولدهام (1997) دریافتند که حمایت مدیریت از افکار جدید با مشخصههای خلاقیت به ویژه در کارکنانی که مستعد خلاقیت میباشند، ارتباط دارد. آمابیل و گریسکیویز (1987) بر این عقیدهاند که مدیران به عنوان عنصر مهمی از عوامل زمینهای در محیط کار میباشند که بر خلاقیت اثر میگذارند. این پژوهش در پی پاسخ به این سوال است که آیا فرهنگ سازمانی و سبک رهبری در دانشکده ها و گروه های تربیت بدنی میتوانند از اجزاء پیشبینی کننده و عوامل مرتبط با خلاقیت اعضای هیأت علمی باشند؟