چکیده
کارآفرینی فرآیند پویای تولید تدریجی ثروت است. کسانی این ثروت را تولید می کنند که ریسک های بزرگ مالی، زمانی و یا تعهد شغلی را می پذیرند یا برای بعضی محصولات و خدمات ارزش می آفرینند. محصول یا خدمت ممکن است جدید یا منحصر به فرد باشد ولی نکته اساسی در ارزشی است که کارآفرین به آن می بخشد. کارآفرین با درک و جایابی مناسب مهارت ها و منابع می تواند ارزش فوق را ایجاد نماید.کارآفرینی سازمانی یا پیدایش شکل های سازمانی نوین و پویایی های کارآفرینی منجر به ایجاد جمعیت های نوین سازمانی می شود. چگونگی پیدایش و رشد سازمان ها، چگونگی تأثیر گذاری متقابل سازمانها- اجتماع بر یکدیگر، از مسائل اساسی کارآفرینی است. فعالیت کارآفرینانه سازمانی می تواند شامل توسعه یک محصول جدید تا ایجاد یک فرآیند اثربخش باشد. کارآفرینی سازمانی را می توان به عنوان فرآیند توسعه محصولات یا بازارهای جدید تعریف کرد. کارآفرینی سازمانی شیوه برانگیختن و سپس بهره گیری از افراد در درون یک سازمان می باشد؛ شیوه ای که افراد فکر می کنند قادر هستند کارها را به طریقی متفاوت و بهتر انجام دهند. در اغلب موارد که کارآفرینان سازمانی مورد حمایت سازمان قرار نمی گیرند، با تشویق و حمایت سرمایه گذاران مخاطره پذیر از سازمان خارج شده و تصمیم به کارآفرینی مستقل می گیرند. بنابراین به منظور جلوگیری از خروج افراد کارآفرین و توانمند از سازمان، توجه به کارآفرینی سازمانی و فراهم آوردن بستری مناسب برای آن در استراتژی شرکت ها شدیداً مورد تأکید و توجه قرار می گیرند. در این مقاله به بررسی ابعاد کارآفرینی سازمانی پرداخته شده و تا حد امکان سعی خواهیم کرد آنرا تبیین و ارائه کنیم.
چکیده
خلق ثروت، توسعه تكنولوژی و ایجاد اشتغال مولد، سه دلیل مهم توجه به موضوع كارآفرینی بوده و برخی معتقدند در جوامع امروزین، لازم است انقلاب کارآفرینی رخ دهد. هدف از اجرای تحقیق حاضر، تبیین اثرات شش متغیر روانشناختی مؤثر بر فرآیند کارآفرینی مستقل در سطح استان مازندران میباشد. جامعه آماری، 1511 کارآفرین مطابق با تعریف دیده بان جهانی کارآفرینی بوده اند که تعداد 291 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند، سپس با جمع آوری داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه ای با اجزاء استاندارد و ضریب پایایی 84% ، به آزمون فرضیات ششگانه پرداخته شده است. یافتهها نشان می دهند شش متغیر روانشناختی مورد مطالعه در قالب یك مدل رگرسیون تحلیل مسیر، ضمن تبیین فرآیند کارآفرینی مستقل در سطح استان مازندران، هر كدام هم به صورت مستقیم، و هم به صورت غیرمستقیم و تعاملی، بر فرآیند مذكور تأثیرگذار بودهاند که از این لحاظ، بیشترین اثرگذاری کلی مربوط به متغیر استقلال در كار(65/2-) بوده و متغیرهای خلاقیت و نوآوری(09/2-)، خطرپذیری(22/1)، اراده و پشتكار(085/1)، كنترل درونی(04/1) و بالاخره روحیه یادگیری(2/0-)، به ترتیب در درجات بعدی اهمیت قرار دارند. در پایان نتیجهگیری شده است كه مدیران و مسؤولان استان برای بهبود فرآیند كارآفرینی مستقل چگونه باید به این متغیرهای روانشناختی توجه کنند.