بیان مساله
در بسیاری از نقاط کشور، خانواده هایی زندگی می کنند که زبان تکلم آنها، غیر فارسی است؛ کودکان این نوع خانواده ها، براساس الگوهای زبان مادری خویش، با دیگران ارتباط برقرار می نمایند. در هنگام شروع تحصیل تمام کودکان واجب التعلیم، با زبان فارسی آموزش می بینند. با توجه به اینکه زبان رسمی بسیار متفاوت با زبان محلی و مادری کودکان است لذا مشکلات متعددی برای آنها بوجود می آورد.
بنابرعقیده برنشتاین (1958)، چون آموزش و پرورش رسمی با زبان رسمی انجام می گیرد که عموماً ساختی گسترده تر و پیچیده تر داشته و ارائه کننده مفاهیم و تجارب وسیع تر می باشد بدین لحاظ کودکانی که با زبانهای محلی تکلم می کنند، عموماً با زبان رسمی که در مدارس برآموزش مورد استفاده قرار می گیرد آشنا نیستند و این امر پیشرفت تحصیلی آنان را با مانع روبرو می سازد(دیناروند،1375).
بیان مسئله
واكنش دانش آموزان در برابر مدرسه و فعالیت هی كلاسی متفاوت است. این واكنش در برخی با اشتیاق و در برخی با اكراه و در برخی با امتناع همراه است. همچنین از لحاظ مقدار انرژی كه دانش آموزان بكار می گیرند، زمینه ای كه می خواهند كار كنند و یا تداوم در زمینه یا كار مورد نظر، بین آنها متفاوت وجود دارد(مسدد 1373). دلیل این تفاوتها در چیست؟ بدیهی است كه یكی از دلایل عمده، وجود تفاوتهای فردی در بین دانش آموزان است كه این تفاوتها می تواند به عوامل گوناگون و ابعاد مختلف شخصیت هر فرد باز گردد.
هر چند می دانیم در پیشرفت تحصیلی متعددی همچون هوش، میزان انگیزه، علیت رفتار و میزان استعداد و... دخیل هستند ما در اینجا می خواهیم ببینیم كه آیا بین پیشرفت تحصیلی و بعد درون گرائی و برون گرائی دانش آموزان همبستگی معنی داری وجود دارد یا خیر. درون گرایی و برون گرائی و مركز اسناد هر دو می توانند از خصوصیات شخصیت باشد.
جولیان راتر كه نظریه یادگیری اجتماعی را در شخصیت ارائه كرده است مكان كنترول را بخش نسبتاً پایدار از شخصیت و دیدگاه ما از زندگی معرفی كرده است چون یك نوع انتظار تعمیم یافته است كه در ما بصورت مكان كنترول جلوه كرده است(كریمی، 1379)
هدف ما از این تحقیق این است كه دو خصوصیت شخصیتی را در رابطه با هم و در رابطه با پشرفت تحصیلی بررسی كنیم و سوالات ذیل براساس این مسئله طرح شده و مورد نظر می باشد:
1-1- بیان مسئله
هوش چیست؟ همان استعداد است؟ قوه ابتکار است؟ قدرت یادگیری است؟ تعریفهای متنوعی از هوش شده است. در واقع در تعریف واژه هوش اتفاق نظر میان روانشناسان وجود ندارد و برای تعریف آن از ویژگی هایش استفاده میشود هنگامی که هوش مورد مطالعه قرار میگیرد خود هوش نیست بلکه رفتار یا عملکرد هوشمندانه است. در مفهوم هوش استعداد فکری بنیادینی وجود دارد این استعداد فکری توان داوری است و میتوان آن را « حس خوب » « حس علمی» و استعداد فکری فرد برای تطبیق با محیط نامید. بنابراین خوب داوری کردن، خوب درک کردن و خوب استدلال کردن فعالیتهای اساسی هوش اند. همان طور که ملاحظه میشود تعریف هوش به اندازه کافی روشن نیست بدیهی است که سمت بخشی دقیق آن نیز به آسانی میسر نخواهد بود. آزمونهای متنوعی برای سنجش هوش شناختی ابداع شده است که هر کدام نقاط مثبت و منفی مخصوص به خود دارند.