1-1- بیان مسأله
در دهه اخیر، توجه بسیاری به عدالت سازمانی بعنوان یک ساختار مهم و یك زمینه تحقیقی قابل توجه در روانشناسی صنعتی/ سازمانی معطوف شده است. عدالت سازمانی به رفتار منصفانه و اخلاقی افراد درون یک سازمان اشاره می كند. عدالت سازمانی مهم است، زیرا با فرایندهای سازمانی مهم مانند تعهد، رفتاراخلاقی، رضایت شغلی و عملكرد مرتبط است. رفتار منصفانه چیزی است كه كاركنان زمان و توانایی های خود را در یک سازمان سرمایه گذاری می كنند، انتظار دارند. انتظارات كاركنان، نگرانی زیادی را برای مديران سازمان به همراه دارد. بنابراین بسیار عالی است كه عدالت سازمانی در رفتارهای مديران و كاركنان منعكس شود، رفتارهایی كه سطوح عدالت درک شده توسط كاركنان را افزایش می دهد.
1-1- بیان مسئله
بسیاری از نخبگان علم مدیریت، دنیای كنونی را دنیایی در حال تغییر با شدتی غیرقابل تصور دانستهاند كه این امر موجب میشود مدیران نیاز شدیدی در ارتباط با تواناییهای لازم برای هماهنگی با این تغییرات را در خود احساس كنند (14). مارتینز و بلانچ (2003) موفقیت سازمانهای امروزی را به نسبت زیاد متكی بر خلاقیت، نوآوری، كشف و اختراع میدانند. با توجه به نیازهای موجود، سازمانها جهت ادامهی حیات، به سوی تغییر در رفتار افراد و همچنین تغییرات كارامد در سازمانها تشویق میشوند، كه به نظر میرسد انجام این تغییرات به شكل پیدایش افكار نو و مفید به سرعت در حال افزایش است (مارتینز، 2003). بسیاری از صاحبنظران بر این باورند كه اگر قرار است در یك سازمان تغییرات مؤثر و پایدار به وجود آید، فرهنگ آن سازمان باید دستخوش تغییر شود. محققینی چون احمد (1998)، مارتل (1989)، فیزی (1993) و رابینز (1996) بر اهمیت فرهنگ سازمانی در ایجاد چارچوب آموزشی كه در آن خلاقیت و نوآوری به عنوان متغیری اساسی پذیرفته شود، تأكید دارند. جانسون (1996)، پینار (1997)، تسلاك (1997) و تاشمن (1997) بر این باورند كه فرهنگ هر سازمان ممكن است به عنوان عاملی در میزان خلاقیت و نوآوری موجود در سازمان مشاركت داشته باشد (مارتینز، 2003).
بیان مسئله
به جرات می توان مدعی شد که در طول تاریخ ظهور فناوری های مختلف، هیچ نوع فناوری ای نتوانسته همانند فناوری اطلاعات، در بین رشته های مختلف علوم ارتباط ایجاد نماید. فناوری اطلاعات به عنوان یک پیوند دهنده، تمامی علوم روز را به کار می گیرد تا بتواند اطلاعات مورد نیاز متخصصین، صنایع، سازمان ها و بالاخره همه مردم در قسمت های مختلف جامعه را در کمترین زمان و بهترین وجه ممکن تامین نماید. به طوری که امروزه فناوری اطلاعات مرزهای کشورهای جهان را در می نوردد و ملت ها را در یک جامعه جهانی گردهم می آورد. شاید بتوان گفت به کارگیری صحیح فناوری اطلاعات نه تنها آینده زندگی بشر را بهبود خواهد بخشید، بلکه سعی دارد تا خرابی های به بار آمده ناشی از فناوری های گذشته را نیز اصلاح نماید. به عنوان مثال به کارگیری فناوری اطلاعات مشکلات ترافیک، کمبود مکان فیزیکی جهت انجام کار و تحصیل، کمبود زمان، رقابت و حسادت های بی مورد و پنهان کاری در تحصیل علوم، اشتغال و تبادل فرهنگی را مرتفع خواهد نمود.
بیان مساله
امروزه با افزایش تعداد سازمانها در جوامع بشری یکی از مسائلی که مدیران اجرائی هرموسسه ای را به شدت به خود مشغول کرده است مساله رضایت شغلی کارکنان است. با توجه به اینکه این مساله از مولفه های مهم وتاثیرگذار درتمام موسسات و سازمانها محسوب می شود پرداختن به این مهم و بالا رفتن میزان رضایت شغلی سبب افزایش کارآیی وبهره وری و در نتیجه موفقیت سازمان در تمام سطوح می گردد. رضایت شغلی تابعی است از سازگاری انتظارات سازمانی با نیازهای سرشت کلی فرد (هرسی و بلانچارد ،1981 ). در تعریفی دیگر می توان گفت رضایت شغلی یک نوع برداشت ذهنی است که فرد نسبت به شغل خود دارد و در حقیقت انجام یک نوع رفتار سازمانی است (ویکتوروروم ،1993).
1-1- بیان مساله
گستره علوم روز به روز وسیعتر و پر دامنه تر میگردد. از جمله تحولات چشمگیر در قلمرو علوم مدیریت، بروز و ظهور پدیدههایی همچون مدیریت دانش و خلاقیت سازمانی و یادگیری سازمانی سازمانی میباشد. برای موفقیت سازمان، دانش به عنوان یک سرمایه، باید بین انسانها قابل مبادله بوده و توانایی رشد داشته باشد. دانش نحوه حل مشکلات، میتواند کسب شود و بدین ترتیب مدیریت دانش قادر خواهد بود یادگیری سازمانی را که منجر به خلق دانش دیگری میشود، توسعه دهد. سازمانهای آگاه میدانند که دانش، سرمایهای فکری است و تنها سرمایهای است که با گذشت زمان تغییر میکند و اگر به طور موثری مهار شود، میتواند خلاقیت و وضعیت رقابتی سازمان را حفظ نماید. استفاده از کل منابع فکری سازمان، میتواند مزایای مالی قابل توجهی را در پی داشته باشد.