بیان مسئله
بحث رهبری و تأثیر آن بر اثر بخشی سازمان مدت مدیدی است که مورد بررسی و بحث صاحب نظران این رشته بوده است. به طوری که متخصصان رهبری راههای مختلفی را برای شناخت موضوع رهبری و ارتباط آن با اثر بخشی سازمان انتخاب کردهاند و تئوریهای متعددی را ارائه نمودهاند (هانر، 1997)
شروع مباحث علمی رهبری با تئوریهای شخصیتی بوده و سپس تئوریهای رفتاری و اقتضایی رهبری برای تشریح بیشتر موضوع بیان شده است (رابینز -1381) ولی درسالهای اخیر بویژه دهه 90 میلادی بار دیگر بحث تئوریهای شخصیتی را مورد توجه قرار دادهاند جدیدترین نظریات ارائه شده در مقالات رهبری حاکی از آن است که برای اینکه فرد بتواند رهبر مؤثری باشد، باید هوش عاطفی خاصی داشته و یا از تواناییهای هوش عاطفی بالاتری بر خوردار باشد (مایر و دیگران، 1999)
بیان مساله
یادگیری یکی از شگفت انگیز ترین خصوصیات بشر است. دانش، یاددهی و یادگیری از موضوعاتی است که همواره مورد توجه اندیشمندان و پژوهشگران و حتی رهبران اجتماعی و دینی بوده است. خداوند متعال حیات فردی و اجتماعی را آگاهی و شناخت قرار داده است و در قرآن کریم می فرماید «از آنچه بدان علم و آگاهی نداری پیروی مکن زیرا گوش، چشم و قلب تو مسئولند» (سوره ی اسرا،آیه ی 36). یادگیری پیش شرط اساسی برای هرگونه تغییر در عملکرد و در کار است. افراد از طریق یادگیری ظرفیت خود را برای ساختن، گسترش میدهند و میتوانند در فرآیند خلاق زندگی سهیم باشند. آنگونه که فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد بیان میدارد :«یادگیری عبارت است از تحصیل دانش یا مهارت در زمینهی خاص» (دعائی،1377، ص 133). روانشناسان یادگیری را عبارت از تغییرات نسبتا پایداری که در رفتار بالقوهی فرد بر تجربه حاصل میشود، میدانند. تغییر و تحولات پرشتاب، رشد سازمانی و تبدیل شدن سازمانها به سازمانهای ارگانیک و منعطف باعث شده است که نیاز به یادگیری و آموزش به عنوان راهی مطمئن در جهت بهبود عملکرد و حل مشکلات سازمانی مد نظر باشد. گرانتهام (1993) اظهار می دارد که یادگیری، سازمانها را قادر میسازد که سریعتر و موثرتر در مقابل محیط پویا عکس العمل نشان دهند (سبحانی و همکاران، 1385، ص53). لذا همان طور.....
بیان مساله و اهمیت تحقیق:
مدیریت عبارت است از فرآیند تضمین دستیابی سازمان به فواید ناشی از به کار گیری استراتژی های مناسب .طبق این بیان یک استراتژی مناسب مطابق با نیازمندیهای یک سازمان درزمان مشخص تعریف میشود.
استراتژی مجموعه ای از اهداف اصلی و سیاستها وبرنامه های کلی به منظور نیل به اهداف است به گونه ای که قادر به تتبین این موضوعات باشد که درچه کسب وکارری وچه سازمانی فعالیت می کنیم و یا می خواهیم فعالیت نماییم.استراتژی برنامه نیست ولی برای ظهور،رشدواثربخشی نیازمند است.هیچ سازمانی را نمی توان صرفابااستراتژی اداره کرد.برنامه ریزی،زیربنای اداره سازمانها است. استراتژی وبرنامه دوابزار مدیریتی مکمل یکدیگر هستند. (دیوید،فر،آر1386)
اجرای برنامه های تدوین شده استراتژیک یکی ازگام مهم در رسیدن به اهداف چندگانه تدوین شده است. ازآنجا که اجرای برنامه های استراتژیک نقش بسیار مهمی در جامع عمل پوشاندن اهداف وبرنامه های استراتژیک دارد دراین امر مدیران میانی هستند که بستر لازم برای اجرایی شدن برنامه های استراتزیک را فراهم می آورند و مهارت ها و توانمندیهای بنیادین مدیران میانی فاکتور بسیار مهمی می باشد که باید مدنظر قرارگیرد برهمین اساس با توجه به اینکه مدت چهار سال است که برنامه های استراتژیک در اداره کل درمان تامین اجتماعی خراسان شمالی تدوین و اجرایی شده ومورد ارزیابی قرار گرفته است. محقق را رآن داشت تا مهمترین حلقه برنامه های استراتژیک یعنی اجرایی کردن برنامه استراتژیک که توسط مدیران میانی صورت می گیرد تاثیر مهارت های و توانمندی های بنیادین مدیران میانی در اجرای برنامه های استراتژیک را بررسی نماید.......
1-1- بیان مسأله
در دهه اخیر، توجه بسیاری به عدالت سازمانی بعنوان یک ساختار مهم و یك زمینه تحقیقی قابل توجه در روانشناسی صنعتی/ سازمانی معطوف شده است. عدالت سازمانی به رفتار منصفانه و اخلاقی افراد درون یک سازمان اشاره می كند. عدالت سازمانی مهم است، زیرا با فرایندهای سازمانی مهم مانند تعهد، رفتاراخلاقی، رضایت شغلی و عملكرد مرتبط است. رفتار منصفانه چیزی است كه كاركنان زمان و توانایی های خود را در یک سازمان سرمایه گذاری می كنند، انتظار دارند. انتظارات كاركنان، نگرانی زیادی را برای مديران سازمان به همراه دارد. بنابراین بسیار عالی است كه عدالت سازمانی در رفتارهای مديران و كاركنان منعكس شود، رفتارهایی كه سطوح عدالت درک شده توسط كاركنان را افزایش می دهد.
بیان مسئله
مدیریت دانش مستلزم سرمایه گذاری است. دانش یک دارایی است اما اثر بخشی آن مستلزم سرمایه گذاری در دارایی های دیگر نیز هست. همچنین بخش زیادی از فعالیت های مدیریت دانش نیازمند سرمایه گذاری هستند. (مدیریت دانش در سازمان، ص 35) داونپورت معتقد است که اگر در رویند و حول و حوش مدیریت دانش شاهد ظهور پدیده های سیاسی نباشیم می توان به این نتیجه رسید که چیزی با ارزش رخ نداده است. بعضی از مدیران فعالیتهای سیاسی را نکوهش می کنند. اما مدیران دانشی باید تیز بین و سیاست مدار باشند.