1-1- بیان مسئله
سرمایه گذاری تحت شرایط عدم اطمینان ، از مهمترین مقوله هایی است كه از دیرباز توجه متخصصین مالی را به خود جلب كرده است. سرمایه گذاران هنگام تصمیم به سرمایه گذاری، عوامل مختلفی را در نظر می گیرند، اما طبق نظر بسیاری از صاحبنظران مالی، ریسك و بازده دو عامل مهم هستند كه تصمیم سرمایه گذار را تحت تأثیر قرار می دهند. بنابراین شناخت عواملی كه موجب افزایش بازده و یا كاهش ریسك می شوند از اهمیت زیادی برخوردار است. تحقیقات در حوزه امور مالی نشان می دهد كه نسبت قیمت به سود هر سهم و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار هر سهم به عنوان مقیاس ارزیابی سهام از یك طرف با بازده آتی سهام ارتباط معنی داری دارد، و از طرف دیگر به عنوان عاملی جهت كاهش ریسك به سرمایه گذار كمك می كند. سرمایه گذار با توجه به این مطلب كه نسبت قیمت به سود هر سهم از تقسیم قیمت بازار هر سهم به سود خالص هر سهم بدست می آید، می تواند محاسبه نماید كه ظرف چه مدت درآمد حاصل از محل سهم، سرمایه گذاری وی را برگشت می دهد ، و از طرف دیگر، سرمایه گذار با تجزیه وتحلیل نوسانات نسبت قیمت به سود هر سهم ، می تواند با توجه به ریسك، سرمایه گذاری خود را در بهترین موقعیت انجام دهد.
بیان مساله
عملكرد یك سرمایه گذار معمولا توسط بازده سرمایه گذاری وی سنجیده می شود . نه تنها باید به بازده سرمایه گذاری ها توجه شود بلكه باید ریسك موجود در هر یك را مورد توجه قرار داد. سرمایه گذاران مانند خریدارانی هستند كه تحت تاثیر قیمت ، تبلیغات و تصویر شركت در دنیای تجارت قرارمی گیرند و معمولا آنان سبد سهام ( پرتفولیو ) خود را تنها از یك نوع سهم ( موقعیت سرمایه گذاری ) پر نمی كنند و سعی در انتخاب مجموعه ای از انواع سهام دارند در این راستا هری ماركویتس در سال 1959 سعی نمود تا به سرمایه گذاران كمك كند كه از بین مجموعه دارائیهای موجود در بازار سرمایه، پرتفوی بهینه خود را انتخاب نمایند. پرتفوی بهینه پرتفوی است كه در یك سطح خاص از بازده مورد انتظار ، دارای حداقل ریسك باشد یا اینكه در یك سطح مشخص از ریسك، حداكثر بازده را عاید سرمایه گذار نماید.
ج- بیان مسأله اساسی تحقیق به طور كلی (شامل تشریح مسأله و معرفی آن، بیان جنبه های مجهول و مبهم، بیان متغیرهای مربوطه و منظور از تحقیق):
گزارش های مالی، از مهمترین خروجی های سیستم حسابداری است که از اهداف عمده ی آن، فراهم آوردن اطلاعات لازم برای ارزیابی عملکرد و توانایی سودآوری بنگاه اقتصادی است. هدف اولیه ی گزارش های مالی، حل نمودن مشکل عدم تقارن اطلاعات است. در واقع گزارش های مالی وسیله ای را برای مدیران فراهم می کند تا اطلاعات حاصل از عملکرد شرکت را به استفاده کنندگان صورت های مالی انتقال دهند. اگر گزارش های مالی به مدیران اجازه ی میزانی از انعطاف پذیری را ندهد، برای مدیران انتقال اطلاعات پیرامون شرکت به استفاده کنندگان صورت های مالی مشکل خواهد بود. با دادن اختیار به مدیران در راستای انعطاف پذیری نسبت به گزارش های مالی مانند برآورد عمر مفید، ارزش اسقاط یا انتخاب روش های ارزیابی موجودی کالا؛ استفاده کنندگان صورت های مالی ممکن است، قضاوت بهتری در مورد چگونگی عملکرد واحد انتفاعی داشته باشند.(نوروش؛ ابراهیمی کردلر، 1384)
هیلی و والن (1999) مدیریت سود را اینگونه تعریف کرده اند: «مدیریت سود زمانی رخ می دهد که مدیر برای گزارشگری مالی از قضاوت شخصی خود استفاده کند و این کار را با هدف گمراه کردن برخی از سهامداران درباره ی عملکرد واقعی اقتصادی و یا برای تاثیر در نتایج قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند، انجام می دهد». فرآیند اندازه گیری سود و نتیجه ی آن نقش مهمی در اداره ی شرکت دارد و معمولا کاربران صورت های مالی اهمیت زیادی برای آن قایل هستند. از آنجا که محاسبه ی سود بنگاه اقتصادی متاثر از روش های برآورد حسابداری است و تهیه ی صورت های مالی به عهده ی مدیریت واحد تجاری است، ممکن است بنا به دلایل مختلف، مدیر اقدام به مدیریت سود نماید. (ولی زاده لاریجانی، 1387)
1-1- بیان مسئله
سرمایه گذاران منطقی بر اساس اطلاعاتی که در دسترس آنها می باشد، اقدام به سرمایه گذاری می نمایند. لذا اطلاعات یکی از مهمترین ابزارهای تصمیم گیری در سرمایه گذاری می باشد. حال آیا اطلاعات موجود در دست سرمایه گذاران براساس اطلاعات نهانی و یا پاره ای از اطلاعات منتشر شده در بازار می باشد؟ در واقع وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار منجر به وقوع معاملاتی با هدف کسب سود یا پیشگیری از رخداد زیان برای اشخاص خاص، افزایش هزینه های معاملات، ضعف بازار، نقدینگی پایین و به طور کلی کاهش سود حاصل از معاملات در جامعه خواهد شد. این نوع از معاملات شفافیت بازار را زیر سؤال برده و در نهایت، امنیت سرمایه گذاری و اعتماد بازار را متزلزل می کند (ماتولسی و چاو، 2007،559) . حفظ سرمایه گذاران در بازارهای مالی نه تنها نیازمند عدم ارائه اطلاعات محرمانه توسط منتشرکنندگان اطلاعات به بیرون می باشد، بلکه می بایست، تا حد امکان افشاء به صورت همزمان و سریع بین تمام طبقات سرمایه گذاران در تمامی نقاطی که برای دریافت این اطلاعات وجود دارند، صورت پذیرد. به عبارت دیگر یکی از بهترین مکانیزم های کاهش نابرابری اطلاعاتی در بازار سرمایه حذف ریشه های نابرابری اطلاعاتی (رانت اطلاعاتی سهامداران مطلع) است. این عمل در جهت دسترسی یکسان به اطلاعات محرمانه ضروری است تا بتوان تساوی نشر اطلاعات شرکت را در بین سرمایه گذاران، چه سهامداران عمده و چه سهامداران جزء برقرار نمود.
1-1- بیان مساله
با بزرگتر شدن شرکت ها، مالكان اداره شركت را به مدیران تفویض نموده اند با كم شدن اختیار حاكمیت مستقیم مالكان بر شركت، كنترل به گروههایی دیگری سپرده می شود كه هیأت مدیره و مدیران را تشكیل می دهد، جدایی مالكیت از مدیریت منجر به عمومیت «مسئله نمایندگی» گردید. مسائل نمایندگی نیز ناشی از مجزا سازی مالكیت از كنترل است فرض تئوری نمایندگی بر این است كه بین منافع سهامداران و مدیریت یک تعارض بالقوه وجود دارد و مدیران به دنبال كسب حداكثر منافع خود از سهامداران شركت هستند كه این منافع ممكن است در تضاد با منافع سهامداران باشد. طبق تعریف جنسن و مک لینگ، رابطه نمایندگی به عنوان تعاملی بین یک یا چند سهامدار یا چند سهامدار با مالک و یا یک یا چند نماینده است كه نماینده از طرف سهامدار مسئولیت انجام یک سری خدمات را عهده دار می شود، لذا تعیین ساختار مالكیت و تركیب سهامداران شركت، یک ابزار كنترل، و اعمال حكمرانی در شركت هاست این بعد از حاكمیت در قالب ابعاد مختلف تعیین كننده نوع مالكیت شركت نظیر توزیع مالكیت، تمركز مالكیت وجود سهامداران جزء اقلیت و عمده در تركیب مالكیت شركت و درصد مالكیت آنها قابل بررسی است.