سابقه استفاده از اصطلاح توانمندسازی به دموكراسی صنعتی و مشاركت كاركنان در تصمیم گیریهای سازمان، تحت عناوین مختلفی همچون تیم سازی، مشاركت فعال و مدیریت كیفیت فراگیر بر میگردد. به طور كلی این اصطلاح به طور خاص در سال 1980 در رشته مدیریت مطرح شد كه میتوان آن را پاسخی به ترویج رویكرد تیلوریسم برای طراحی كار كه ساده سازی شغل را توصیه میکرد، دانست. در ساده سازی شغل، كارهای پیچیده به یک سری از كارهای ساده تر كه توسط كاركنان مختلف انجام میگیرد، شكسته میشود. به عبارت دیگر ساده سازی شغل، شكلی از ناتوانمندسازی است. پژوهشهای اخیر نشان می دهد چنین مشاغل سادهای كه منجر به خستگی و كارهای تكراری میشود، نارضایتی ایجاد میکند و برای پرورش كاركنان ضعیف مناسب هستند و روابط صنعتی ضعیف را پرورش میدهند.
چكيده
ظهور فناوري جديد اطلاعات و تاثیری که بر جنبه های گوناگون زندگی داشته است، به ظهور برخی تحولات بنیادی در روابط جوامع بشری منجر شده است. این پدیده با سرعتی چشمگیر خواسته های بشر را تحت تاثیر قرار داده و نیازهای جدیدی را بوجود آورده است. امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات را می توان به عنوان ابزاري نیرومند برای ارتقاء کیفیت و کارایی كاركنان مورد استفاده قرار داد. در این پژوهش ابتدا میزان کاربرد فناوری اطلاعات را در سازمان مورد بررسی قرارداده؛ پس از اطمینان یافتن از کاربرد آن؛ اثرات آن را بر توانمند سازی بررسی نمودیم. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان شرکت توزیع برق استان همدان می باشد و جهت انتخاب نمونه تحقیق، از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. روش تحقیق حاضر، پژوهش کاربردی از نوع توصیفی - هبستگی می باشد و ابزار گرد آوری اطلاعات دو پرسشنامه؛ پرسشنامه فناوری اطلاعات و پرسشنامه توانمند سازی که برای بررسی روایی سوالات پرسشنامه از نظر اساتید و صاحب نظر استفاده شده است و جهت پایایی هر پرسشنامه به طور جداگانه آلفای کرونباخ محاسبه شده است. یافته های این پژوهش در بخش آزمون فرضیه ها نشان داد که بین بکار گیری فناوری اطلاعات و به ترتیب بهبود کیفیت عملکرد؛ دانش و آگاهی؛ فرصت های شغلی؛ استقلال و آزادی کار؛ مسئولیت تصمیم گیری؛ خود کنترلی؛ و توسعه حرفه ای کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.