چکیده
تحقیق حاضر به منظور بررسی رابطه بین توانمندسازی روان شناختی و مهارت های ارتباطی با عملکرد شغلی کارکنان شرکت طراحی و مهندسی صنایع پتروشیمی شیراز انجام گرفته است. تحقيق توصيفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه كاركنان شركت مذکور در سال 89 به تعداد 500 نفر بود که از بین آن 217 نفر با توجه به جدول مورگان به طریق تصادفی ساده انتخاب و به پرسشنامه های توانمندسازی روانشناختی، مهارت های ارتباطی و عملکرد شغلی پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین مؤلفه های توانمندسازی با عملکرد شغلی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد همچنین مؤلفه های توانمندسازی قادر به پیش بینی عملکرد شغلی می باشند. بین مؤلفه های مهارت های ارتباطی با عملکرد شغلی رابطه معنی دار مشاهده نشد و پیش بینی کننده عملکرد شغلی نبودند.بین مولفه های توانمند سازی با مولفه های مهارت های ارتباطی رابطه معنی دار مشاهده شد.
سابقه استفاده از اصطلاح توانمندسازی به دموكراسی صنعتی و مشاركت كاركنان در تصمیم گیریهای سازمان، تحت عناوین مختلفی همچون تیم سازی، مشاركت فعال و مدیریت كیفیت فراگیر بر میگردد. به طور كلی این اصطلاح به طور خاص در سال 1980 در رشته مدیریت مطرح شد كه میتوان آن را پاسخی به ترویج رویكرد تیلوریسم برای طراحی كار كه ساده سازی شغل را توصیه میکرد، دانست. در ساده سازی شغل، كارهای پیچیده به یک سری از كارهای ساده تر كه توسط كاركنان مختلف انجام میگیرد، شكسته میشود. به عبارت دیگر ساده سازی شغل، شكلی از ناتوانمندسازی است. پژوهشهای اخیر نشان می دهد چنین مشاغل سادهای كه منجر به خستگی و كارهای تكراری میشود، نارضایتی ایجاد میکند و برای پرورش كاركنان ضعیف مناسب هستند و روابط صنعتی ضعیف را پرورش میدهند.