چكیده
با توجه به اهمیت روزافزون نقدشوندگی، شناخت در مورد عوامل مؤثر برآن می توان در بهبود آن یاری بخش باشد. تحقیق حاضر برای گردآوری شواهدی درارتباط با ارزش سهام شرکت و نقدشوندگی سهام شرکت صورت پذیرفته است. دراین تحقیق با استفاده از Q توبین سطح ارزش سهام شرکتها تعیین و پس از مشاهده اثر متغیرهای کنترل (اهرم مالی، اندازه شرکت، عملکرد دوره جاری و نسبت ارزش دفتری به بازار) و تأثیر آن بر متغیرهای نقدشوندگی برای 68 شرکت پذیرفته دربورس اوراق بهادار تهران در طی سالهای83 تا89 بررسی شده است.
چکیده
مالیات یکی از قدیمی ترین ابزار تامین مالی دولتها می باشد. که با گذر زمان جایگاه این منبع تامین مالی ارتقا چشمگیری داشته است ضمن آنکه شفافیت مالیاتی از حیث امکان ردیابی مالیات پرداختی شهروندان، نمادی از دموکراسی جامعه تلقی می گردد. علیرغم محاسن بهره مندی از نظام مالیاتی،کاربرد این نظام در کشورهای کمتر توسعه یافته در حد مطلوبی نمی باشد. از جمله ایران که بواسطه وجود ذخایر عظیم ثروت از جمله نفت وگاز بهرهمندی از منابع مالیاتی محور توجه منابع تامین مالی دولت نبوده است. در سالهای اخیر باتوجه به تغییرات گسترده در عرصه جهانی، لزوم بهره مندی از منابع مالیاتی مورد توجه ویژه قرار گرفته است.بگونه ای که بند 51 سند چشمانداز بیست ساله و ماده 2 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور قطع اتکا به درآمدهای نفتی را جهت تامین مخارج جاری کشور تجویز نموده است.
چكیده:
هدف این تحقیق بررسی «بررسی تاثیر معیارهای عملکرد مالی و غیر مالی بر نوع اظهار نظر حسابرس» می باشد. بنابراین سعی گردیده است تا با انتخاب نمونه ای از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، معیارهای عملکرد مالی و غیر مالی بر نوع اظهار نظر حسابرس مورد شناسایی قرار گیرد. متغیرهای مورد بررسی شامل نسبت های مالی به دست آمده از صورت های مالی، اندازه شرکت و متغیر بحران مالی شرکت ها است. روش مورد استفاده در این تحقیق توصیفی- همبستگی است. نتایج حاصل ازآزمون مقایسه میانگین دو جامعه نشان داد که از بین نسبت های مالی، متغیرهای نسبت جاری، سود خالص به کل دارایی ها، سود ناخالص به کل داریی ها، سود قبل از بهره و مالیات به کل دارایی، سود خالص به دارایی های ثابت وسرمایه در گردش به کل دارایی بر اظهار نظر حسابرس تاثیر دارد و اندازه شرکت تاثیری بر اظهار نظر حسابرس ندارد. همچنین بین اظهار نظر حسابرس وبحران مالی رابطه معنی داری وجود ندارد.
رابطه بین حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکتها موضوعی مهم در مباحث حسابداری است. حاکمیت شرکتی بر آن است که جو شفافیت، راستی و پاسخگویی را در مدیریت سازمان تقویت نماید. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر کفایت حاکمیت شرکتی بر عملکرد شرکتها می باشد. بدین منظور دادههای 109 شرکت تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1387 تا 1392 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مدلهای پژوهش با استفاده از دادههای ترکیبی و رگرسیون چند متغیره آزمون شدهاند. نتایج پژوهش نشاندهنده عدموجود رابطه معنیدار بین درجه بهبود ساختار حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت است. همچنین نتایج پژوهش نشان می دهد که از پنج معیار حاکمیت شرکتی مورد بررسی در این پژوهش بین سه متغیر تغییرات کیفیت افشا، نوع موسسات حسابرسی و تغییرات نسبت پرداخت سود سهام با عملکرد شرکت رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. علاوه بر این بین تغییرات درصد سهام شناور آزاد و تغییرات اعضای غیرموظف هیات مدیره با عملکرد شرکت رابطهای یافت نشد.
در این تحقیق درصد بررسی موانع بکارگیری اطلاعات حسابداری کافی بر تصمیم گیری از دیدگاه مدیران بانک تجارت بوده ایم. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر رئیس، معاون و رؤسای دوایر اعتبارات و صندوق کلیه شعب بانک تجارت استان چهارمحال و بختیاری بوده است. با توجه به معدود بودن تعداد جامعه آماری، اطلاعات کل جامعه آماری مورد بررسی قرار گرفته است. پس از توصیف جامعه آماری و متغیرهای تحقیق و روایی و پایایی پرسش نامه، به بررسی تأثیرگذاری هر یک از متغیرها بر عدم بکارگیری اطلاعات حسابداری بر تصمیم گیری پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان داده است که عوامل مورد نظر (عوامل فنی، عوامل فرهنگی و عوامل رفتاری) در عدم استفاده از اطلاعات حسابداری کافی بر تصمیم گیری مؤثر بوده و فرآیند تحلیل سلسله مراتب فازی به منظور رتبه بندی و تعیین ضریب اهمیت موانع حاکی از آن بوده است که عوامل فنی با وزن 44/0 در اولویت اول، عوامل فرهنگی با وزن 3/0 در اولویت دوم و عوامل رفتاری با وزن 26/0 در اولویت سوم تأثیرگذاری قرار داشته اند. شاخص های هر یک از عوامل نیز از طریق فرآیند FAHP اولویت بندی و ضریب اهمیت آن ها مشخص گردید. در تحلیل هم خوانی نظرات بر اساس متغیرهای دموگرافیک به روش توصیفی، مشخص گردید مدیران بانک تجارت با سمت های مختلف مدیریتی و سطح تحصیلات متفاوت در خصوص میزان تأثیرگذاری هر سه عامل به عنوان موانع بکارگیری اطلاعات حسابداری کافی بر تصمیم گیری، نظرات مشابهی داشته اند.