چکیده:
پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین منابع قدرت مدیران و اثربخشی ارتباطات سازمانی میپردازد. هدف، بررسی رابطه بین هر یک از منابع قدرت مدیران بر حسب ردهبندی فرنچ و راون، شامل: منابع قدرت تخصصی، مرجعیت، پاداش، مشروع و اجبار با اثربخشی ارتباطات سازمانی، سنوات خدمت مدیران و سابقه مدیریت آنان میباشد. همچنین برآنیم تا تفاوت بین منابع مختلف قدرت مدیران را بر حسب تخصص مدیریت و تخصص غیرمدیریت بررسی نماییم. پژوهش حاضر از دسته پژوهشهای کاربردی و از نوع تحقیق توصیفی (غیر آزمایشی) است و در تقسیمات تحقیقات توصیفی از نوع روش تحقیق همبستگی دو متغیری میباشد. تعداد جامعه آماری مدیران، تعداد 4 نفر و کارکنان، تعداد 104 نفر میباشد. از جامعه آماری مدیران، تعداد 4 مدیر به روش تمام شماری و 65 نفر از کارکنان تحت نظر مدیران منتخب به روش نمونه گیری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه منابع قدرت «شرایخیم و هینکین (1989)» و پرسشنامه اثر بخشی ارتباطات سازمانی «نانچیان و دیگران (1379) » میباشد.
چکیده
امروزه عصر نوین مدیریت، کلیه مسئولان و دستاندرکاران سازمانها را متوجه این واقعیت نموده است که برای دستیابی به حداکثر اثربخشی سازمانی به فکر استفاده از اندیشههای خلاق باشند. کامینگز و اولدهام (1997) دریافتند که حمایت مدیریت از افکار جدید با مشخصههای خلاقیت به ویژه در کارکنانی که مستعد خلاقیت میباشند، ارتباط دارد. آمابیل و گریسکیویز (1987) بر این عقیدهاند که مدیران به عنوان عنصر مهمی از عوامل زمینهای در محیط کار میباشند که بر خلاقیت اثر میگذارند. این پژوهش در پی پاسخ به این سوال است که آیا فرهنگ سازمانی و سبک رهبری در دانشکده ها و گروه های تربیت بدنی میتوانند از اجزاء پیشبینی کننده و عوامل مرتبط با خلاقیت اعضای هیأت علمی باشند؟
چكيده
ظهور فناوري جديد اطلاعات و تاثیری که بر جنبه های گوناگون زندگی داشته است، به ظهور برخی تحولات بنیادی در روابط جوامع بشری منجر شده است. این پدیده با سرعتی چشمگیر خواسته های بشر را تحت تاثیر قرار داده و نیازهای جدیدی را بوجود آورده است. امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات را می توان به عنوان ابزاري نیرومند برای ارتقاء کیفیت و کارایی كاركنان مورد استفاده قرار داد. در این پژوهش ابتدا میزان کاربرد فناوری اطلاعات را در سازمان مورد بررسی قرارداده؛ پس از اطمینان یافتن از کاربرد آن؛ اثرات آن را بر توانمند سازی بررسی نمودیم. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان شرکت توزیع برق استان همدان می باشد و جهت انتخاب نمونه تحقیق، از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. روش تحقیق حاضر، پژوهش کاربردی از نوع توصیفی - هبستگی می باشد و ابزار گرد آوری اطلاعات دو پرسشنامه؛ پرسشنامه فناوری اطلاعات و پرسشنامه توانمند سازی که برای بررسی روایی سوالات پرسشنامه از نظر اساتید و صاحب نظر استفاده شده است و جهت پایایی هر پرسشنامه به طور جداگانه آلفای کرونباخ محاسبه شده است. یافته های این پژوهش در بخش آزمون فرضیه ها نشان داد که بین بکار گیری فناوری اطلاعات و به ترتیب بهبود کیفیت عملکرد؛ دانش و آگاهی؛ فرصت های شغلی؛ استقلال و آزادی کار؛ مسئولیت تصمیم گیری؛ خود کنترلی؛ و توسعه حرفه ای کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.