سابقه استفاده از اصطلاح توانمندسازی به دموكراسی صنعتی و مشاركت كاركنان در تصمیم گیریهای سازمان، تحت عناوین مختلفی همچون تیم سازی، مشاركت فعال و مدیریت كیفیت فراگیر بر میگردد. به طور كلی این اصطلاح به طور خاص در سال 1980 در رشته مدیریت مطرح شد كه میتوان آن را پاسخی به ترویج رویكرد تیلوریسم برای طراحی كار كه ساده سازی شغل را توصیه میکرد، دانست. در ساده سازی شغل، كارهای پیچیده به یک سری از كارهای ساده تر كه توسط كاركنان مختلف انجام میگیرد، شكسته میشود. به عبارت دیگر ساده سازی شغل، شكلی از ناتوانمندسازی است. پژوهشهای اخیر نشان می دهد چنین مشاغل سادهای كه منجر به خستگی و كارهای تكراری میشود، نارضایتی ایجاد میکند و برای پرورش كاركنان ضعیف مناسب هستند و روابط صنعتی ضعیف را پرورش میدهند.