مرور پیشینه
الف) مرور مبانی نظری
در بین دانش آموزان پایه های مختلف تحصیلی عده ای هستند علیرغم برخورداری از هوش عادی یا بالاتر از عادی و سلامت جسمانی و داشتن انگیزه و انجام تلاش كافی جهت تحصیل در جهت یادگیری یك یا چند ماده درسی مثل خواندن، دیكته و ریاضی دچار ضعف شدید بوده و موفقیت چندانی كسب نمی كنند و این گروه كسانی هستند كه دچار اختلال ویژه یادگیری می باشند. به دلیل عدم موفقیت در یادگیری بعضی از دروس، همه ساله درصد بالایی از این دانش آموزان در پایه های تحصیلی مردود شده و عده ای مجبوربه ترك تحصیل می گردند(كرمی،1384).
ناتوانی یادگیری ، مشكل خاصی در یادگیری است كه با عقب ماندگی ذهنی تفاوت دارد. بسیاری از كودكان هستند كه فقط در فراگیری یك درس خاص ناتوانی دارند، كه با آموزشهای خاص می توان این ناتوانی را رفع كرد یا به حداقل ممكن رساند. ولی اگر همین مشكل از طرف مسئولان تعلیم و تربیت و مربیان كودك تشخیص داده نشود و به موقع نسبت به رفع آن اقدام نگردد كودك از یادگیری باز می ماند و یا به عقب ماندگی متهم می شود. به عقیده بعضی متخصصان امر تعلیم و تربیت وقتی انتظار شكست در یك كودك شكل می گیرد او برای یادگیری تلاش زیادی نخواهد كرد. در این موارد كودك ممكن است بی توجه شود، در اجرای دستورات شكست بخورد و یا نتواند در گروه و یا به طور مستقل كار كند. كودكی كه در مدرسه موفق نمی شود با عدم رضایت والدین و معلمانش مواجه می گردد، چرا كه برای از دست دادن منزلتش میان دوستان همكلاسی خود نمی تواند توجیهی ارائه كند.