عنوان پروپوزال مدیریت تربیت بدنی و مدیریت دولتی:
بیان مسئله
جهان معاصر با سرعت شگفت انگیزی در حال تحول است. اگرچه این تحول در تمام دوران وجود داشته است لیكن امروزه این تحول چه به لحاظ محتوا و چه به لحاظ سرعت بی سابقه است. پژوهشگران سازمانی از تلاشهایی كه فراتر از وظایف تعریف شده كاركنان باشد، تحت عنوان « رفتارشهروندی سازمانی » یاد می كنند. ( مقیمی ، 1384)
سازمانها بدون تمایل داوطلبانه افراد به همكاری قادر به توسعه اثربخشی خرد جمعی خود نیستند. تفاوت همكاری داوطلبانه و اجباری از اهمیت فراوان برخوردار است. در حالت اجباری ، شخص وظایف خود را در راستای مقررات و قوانین و استانداردهای قابل قبول یك سازمان و صرفاً در حد رعایت الزامات انجام می دهد. ولی در همكاری داوطلبانه ، مقوله ای ورای وظایف مطرح است و افراد كوشش و انرژی و بصیرت خود را برای شكوفایی توانایی های خود و به نفع سازمان ابراز می كنند.
بیان مساله
فرایند ارتباطات یكی از فرایندهای مهمی است كه بر روی اثر بخشی سازمانها و موفقیت مدیر نقشی اساسی ایفا می كند. تحقیق وبررسی در محیط سازمانها و حیات كاری نشان می دهد كه بطور متوسط مدیران سطوح مختلف بین 75% تا 95% از اوقات خود را صرف ارتباطات و پیام رسانی می كنند.
مكالمات تلفنی، جلسات، بررسی گزارشها، دادن دستور و تعلیمات، نوشتن نامه، بررسی اطلاعات فاكس و تلكس، و فعالیتهایی از این قبیل مثالهایی بر فرایند ارتباطات می باشد. سیستم گردش خون در اعضای بدن چه نقش مهمی را ایفا می كند، ارتباطات نیز در سازمانها همان نقش را ایفا می كند (امیر كبیری،1377).
1-1- بیان مسئله
بسیاری از نخبگان علم مدیریت، دنیای كنونی را دنیایی در حال تغییر با شدتی غیرقابل تصور دانستهاند كه این امر موجب میشود مدیران نیاز شدیدی در ارتباط با تواناییهای لازم برای هماهنگی با این تغییرات را در خود احساس كنند (14). مارتینز و بلانچ (2003) موفقیت سازمانهای امروزی را به نسبت زیاد متكی بر خلاقیت، نوآوری، كشف و اختراع میدانند. با توجه به نیازهای موجود، سازمانها جهت ادامهی حیات، به سوی تغییر در رفتار افراد و همچنین تغییرات كارامد در سازمانها تشویق میشوند، كه به نظر میرسد انجام این تغییرات به شكل پیدایش افكار نو و مفید به سرعت در حال افزایش است (مارتینز، 2003). بسیاری از صاحبنظران بر این باورند كه اگر قرار است در یك سازمان تغییرات مؤثر و پایدار به وجود آید، فرهنگ آن سازمان باید دستخوش تغییر شود. محققینی چون احمد (1998)، مارتل (1989)، فیزی (1993) و رابینز (1996) بر اهمیت فرهنگ سازمانی در ایجاد چارچوب آموزشی كه در آن خلاقیت و نوآوری به عنوان متغیری اساسی پذیرفته شود، تأكید دارند. جانسون (1996)، پینار (1997)، تسلاك (1997) و تاشمن (1997) بر این باورند كه فرهنگ هر سازمان ممكن است به عنوان عاملی در میزان خلاقیت و نوآوری موجود در سازمان مشاركت داشته باشد (مارتینز، 2003).
بیان مساله
امروزه با افزایش تعداد سازمانها در جوامع بشری یکی از مسائلی که مدیران اجرائی هرموسسه ای را به شدت به خود مشغول کرده است مساله رضایت شغلی کارکنان است. با توجه به اینکه این مساله از مولفه های مهم وتاثیرگذار درتمام موسسات و سازمانها محسوب می شود پرداختن به این مهم و بالا رفتن میزان رضایت شغلی سبب افزایش کارآیی وبهره وری و در نتیجه موفقیت سازمان در تمام سطوح می گردد. رضایت شغلی تابعی است از سازگاری انتظارات سازمانی با نیازهای سرشت کلی فرد (هرسی و بلانچارد ،1981 ). در تعریفی دیگر می توان گفت رضایت شغلی یک نوع برداشت ذهنی است که فرد نسبت به شغل خود دارد و در حقیقت انجام یک نوع رفتار سازمانی است (ویکتوروروم ،1993).
1-1- بیان مساله
گستره علوم روز به روز وسیعتر و پر دامنه تر میگردد. از جمله تحولات چشمگیر در قلمرو علوم مدیریت، بروز و ظهور پدیدههایی همچون مدیریت دانش و خلاقیت سازمانی و یادگیری سازمانی سازمانی میباشد. برای موفقیت سازمان، دانش به عنوان یک سرمایه، باید بین انسانها قابل مبادله بوده و توانایی رشد داشته باشد. دانش نحوه حل مشکلات، میتواند کسب شود و بدین ترتیب مدیریت دانش قادر خواهد بود یادگیری سازمانی را که منجر به خلق دانش دیگری میشود، توسعه دهد. سازمانهای آگاه میدانند که دانش، سرمایهای فکری است و تنها سرمایهای است که با گذشت زمان تغییر میکند و اگر به طور موثری مهار شود، میتواند خلاقیت و وضعیت رقابتی سازمان را حفظ نماید. استفاده از کل منابع فکری سازمان، میتواند مزایای مالی قابل توجهی را در پی داشته باشد.