1-1- بیان مسئله
ضرورت حاکم شدن اخلاق در محیط های کاری امر دلخواه و پسندیده ای است که مورد وفاق همگانی است. مدیریت در هر سازمان از اعضای خود می خواهد به شیوه ای صحیح ، مناسب و عادلانه عمل كنند تا در مسیر عملكرد سازمان به اكثریت جامعه آسیبی وارد نشود (هس مر1389، 177) شیوه عمل اخلاقی مبتنی است بر معیارهائی كه از كاركنان در هر سازمان انتظار دارد به هنگام رویاروئی با هر وضعیت خاص مطابق با یك شیوه اخلاقی مشخص در برابر آن رویداد رفتار كنند. (همان، ص 179) تصمیم گیری یکی از ارکان مهم و مطرح در حوزه مدیریت است و مشی اخلاقی رهبران سازمان در تصمیم گیری آنان آشکار می شود. هویت اصلی رهبری در نفوذ و تاثیری است که بر اعضای سازمان دارد و رهبران اخلاقی با تمرکز بر اصول اخلاقی چون عدالت، انصاف و بی طرفی به صورتی روشمند بر پیروان خود در سازمان اثر می گذارند. علم اخلاق به معنی به کارگیری ارزشهای محوری در روابط بین فردی است. این علم شاخه ای از فلسفه است که با ارزش های مرتبط با رفتار بشر سروکار دارد، به درست یا غلط بودن اعمال و خوبی یا بدی نیات و نتایج اعمال انسان می پردازد.