چکیده
هدف از این پژوهش، بررسی میزان شیوع تعلل و عوامل مؤثر بر آن است. بدین منظور، نمونه ای تصادفی از مدیران و کارکنان یکی از بزرگ ترین دانشگاه های کشور، به حجم 133 نفر انتخاب و اطلاعات جمع آوری شده (توسط دو پرسشنامه تعلل تاکمن و پرسشنامه عوامل مؤثر تعلل) با استفاده از آزمون تی، تحلیل واریانس و فریدمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج گویای شیوع 6/17 درصدی تعلل در میان مدیران و کارکنان است. در حالي كه رابطه معناداری بین افراد با تحصيلات، سابقه خدمت، سن و سمت متفاوت به دست نیامد، نتایج نشان داد که بین زنان و مردان از نظر شیوع تعلل، تفاوت معنادار وجود دارد. علاوه بر این، نتایج نشان می دهد از نظر مدیران و کارکنان، عوامل فردی بیش ترین تأثیر را در بروز تعلل دارند. پس از عوامل فردی، عوامل سازمانی و محیطی در رتبه دوم و سوم قرار دارند. در بین عوامل فردی، عامل قائل نبودن اولویت برای انجام کار، در بین عوامل سازمانی، نداشتن سیستم ارزیابی عملکرد درست در سازمان و در بین عوامل محیطی، فشار خانواده و مشکلات خانوادگی، بیش ترین تأثیر را بر ایجاد و بروز تعلل داشته اند.
چكیده:
در دنیای امروز بیشتر كشورهای جهان با تكیه بر نوآوری در پی افزایش بهرهوری و بهبود وضع اقتصادی خود هستند. سازمانها در امتداد این گرایش به نوآوری و در پی توجه به عوامل محرك نوآوری در سازمان توانستهاند مزیتهای رقابتی بسیاری را برای خود رقم زنند. این مقاله به بررسی تأثیر جو سازمانی در 7 بعد همبستگی، استقلال، چالش، منابع، بازبودن نسبت به نوآوری، تشویق و نظارت و مدیریت بر نوآور بودن در فرآیند را بررسی میکند. انتخاب نمونه ها به صورت نمونهگیری تصادفی در شركت لیزینگ خودروكار متعلق به گروه صنعتی ایران خودرو صورت گرفت. اعتبار مدلهای مفهومی هر یك از ابعاد جو سازمانی و نوآور بودن در فرآیند از طریق تحلیل مسیر و تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی شد. نتایج گویای تأیید روابط علی بین مؤلفهها و عوامل مكنون به جز در بعد همبستگی است. در نهایت، فرضیات پژوهش با استفاده از مدل معادلههای ساختاری آزمون شد كه نتایج حاكی از آن است كه ابعاد نظارت و سرپرستی، چالش، منابع و باز بودن نسبت به نوآوری بر نوآور بودن در فرآیند در شركت لیزینگ تاثیر گذار است كه بیشترین تاثیر را نظارت و سرپرستی و بعد باز بودن نسبت به نوآوری تأثیر منفی دارد. این در حالی است كه در رتبه بندی ابعاد تاثیر گذار بر نوآور بودن در فرآیند با تكنیك ویكور، بعد باز بودن نسبت به نوآوری رتبه اول را كسب نموه است.
چکیده
در این تحقیق به بررسی ویژگی کیفی قابلیت اتکاء به عنوان معیاری برای ارزیابی کیفیت سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شد. برای بررسی عکس العمل بازار به ویژگی کیفی قابلیت اتکاء،3 فرضیه مورد بررسی قرار گرفت و از معیارهای کیفیت اقلام تعهدی، محافظهکاری و اقلام تعهدی سرمایه در گردش غیرعادی برای عملیاتی کردن ویژگی کیفی قابلیت اتکاء استفاده شده است. در فرضیه اول ضریب واکنش سود(ERC)، در فرضیه دوم قدرت توضیحی سود(R2 )، در دو پرتفوی تشکیل شده بر اساس ویژگی کیفی قابلیت اتکاء و در فرضیه سوم ارتباط بین هزینه سرمایه با ویژگی کیفی قابلیت اتکاء برای 90 شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی 1377تا 1386 از طریق مدلهای رگرسیونی چند متغیره وساده با روش مقطعی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان ميدهد که ERC و R2 پرتفوی شرکتهای باقابلیت اتکاء بالا بیشتر از پرتفوی شرکتهای باقابلیت اتکاء پایین ميباشد و همچنین عدم ارتباط بین هزینه سرمایه با ویژگی کیفی قابلیت اتکاء تايید شد.
چکیده
اهمیت نقش سرمایه های انسانی و اجتماعی در نظریات جدید مدیریت، مقاله حاضر را بر آن داشت تا به شناسایی جایگاه این مفاهیم نوین در فرآیند « اقدام برای عمل كارآفرينانه » بپردازد. منابع انسانی توسعه یافته، به عنوان مهم ترین منابع به منظور عمل کارآفرینانه در حال حاضر مطرح هستند و یافته های محققان بر اهمیت این منابع در فرآیند کارآفرینی تاکید دارند. دراین مقاله، ابتدا به شناخت مختصر از مفاهیم « سرمایه انسانی » و « سرمایه اجتماعی » پرداخته می شود و پس از آن ارتباط بین این عناصر با دو بعد مورد نیاز « اقدام برای عمل کارآفرینانه » که شامل « توانایی » و « تمایل » هستند، بررسی می شود. در انتها مدلی مفهومی برای تبیین این روابط پیشنهاد می گردد. این مقاله از روش گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای استفاده می نماید و به صورت توصیفی - تحليلي به بررسی ارتباط بین عناصر ذکر شده می پردازد.
چکیده
ورود تکنولوژی اطلاعات و اینترنت به عرصه مبادلات مالی، ضمن تسهیل این مبادلات، تا حد زیادی از میزان هزینه های مالی کاسته است. به همین دلیل تمام بانکهای بزرگ دنیا به دنبال ورود هرچه سریع تر و جدی تر در بازارهای مبادلات الکترونیکی و ارائه خدمات بانکی از طریق اینترنت به مشتریان خود هستند. هدف از انجام اين پژوهش، شناسایی و رتبه بندی مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر بکارگیری خدمات بانکداری اینترنتی می باشد. در این پژوهش ابتدا از روش دلفی فازی برای تصمیم گیری گروهی و از نظریه فازی برای شناسایی مهم ترین عوامل تاثیر گذار بر بکارگیری خدمات بانکداری اینترنتی استفاده شده است. بر اساس آن، طی سه پانل دلفی فازی، مهم ترین عوامل ، شناسایی شد. سپس در ادامه به کمک رویکرد TOPSIS فازی به رتبه بندی مهم ترین مولفه های شناسایی شده از دیدگاه مشتریان کاربر بانک توسعه تعاون استان یزد پرداختیم. در پایان نیز راهکارها و پیشنهاداتی برای گسترش میزان بکارگیری خدمات بانکداری اینترنتی ارائه شده است.
چکیده
کارآفرینی فرآیند پویای تولید تدریجی ثروت است. کسانی این ثروت را تولید می کنند که ریسک های بزرگ مالی، زمانی و یا تعهد شغلی را می پذیرند یا برای بعضی محصولات و خدمات ارزش می آفرینند. محصول یا خدمت ممکن است جدید یا منحصر به فرد باشد ولی نکته اساسی در ارزشی است که کارآفرین به آن می بخشد. کارآفرین با درک و جایابی مناسب مهارت ها و منابع می تواند ارزش فوق را ایجاد نماید.کارآفرینی سازمانی یا پیدایش شکل های سازمانی نوین و پویایی های کارآفرینی منجر به ایجاد جمعیت های نوین سازمانی می شود. چگونگی پیدایش و رشد سازمان ها، چگونگی تأثیر گذاری متقابل سازمانها- اجتماع بر یکدیگر، از مسائل اساسی کارآفرینی است. فعالیت کارآفرینانه سازمانی می تواند شامل توسعه یک محصول جدید تا ایجاد یک فرآیند اثربخش باشد. کارآفرینی سازمانی را می توان به عنوان فرآیند توسعه محصولات یا بازارهای جدید تعریف کرد. کارآفرینی سازمانی شیوه برانگیختن و سپس بهره گیری از افراد در درون یک سازمان می باشد؛ شیوه ای که افراد فکر می کنند قادر هستند کارها را به طریقی متفاوت و بهتر انجام دهند. در اغلب موارد که کارآفرینان سازمانی مورد حمایت سازمان قرار نمی گیرند، با تشویق و حمایت سرمایه گذاران مخاطره پذیر از سازمان خارج شده و تصمیم به کارآفرینی مستقل می گیرند. بنابراین به منظور جلوگیری از خروج افراد کارآفرین و توانمند از سازمان، توجه به کارآفرینی سازمانی و فراهم آوردن بستری مناسب برای آن در استراتژی شرکت ها شدیداً مورد تأکید و توجه قرار می گیرند. در این مقاله به بررسی ابعاد کارآفرینی سازمانی پرداخته شده و تا حد امکان سعی خواهیم کرد آنرا تبیین و ارائه کنیم.
چکیده
سازمان امور مالیاتی به عنوان یكی از بخش های حاكمیتی دولت،باید بتواند در راستای توسعه عدالت اقتصادی تلاش كند وبا عدالت محوری وتكریم ذی نفعان در بخش های مهم اقتصادی اقدام به جمع آوری مالیات وافزایش درآمد های پایدار دولت نماید.
هدف این پژوهش ارزیابی عملکرد امور مالیاتی شهر شیراز با استفاده از کارت امتیازی متوازن می باشد.در این تحقیق با مراجعه به برنامه عملیاتی سال 87 سازمان امور مالیاتی كشور وبرنامه استراتژیك سازمان امور مالیاتی كشور، استراتژی ها مشخص واستخراج گردید وباهمكاری ونظر خبرگان استراتژی های اصلی وپس از آن اهداف عملیاتی ودر مجموع تعداد 48سنجه مرتبط با هریك از اهداف عملیاتی تفكیك وبراساس آن چارچوب كارت امتیازی متوازن و پرسشنامه طراحی گردید . دراین پژوهش یک فرضیه اصلی وچهارفرضیه فرعی مطرح گردیده است .ابزار تحقیق پرسشنامه تنظیم شده براساس مدل کارت امتیازی در چهارمنظر در اداره امور مالیاتی شهر شیرازمیباشد به منظور استخراج نتایج حاصله از نرم افزار EXCEL و SPSS استفاده شده است. بطور کلی یافته های پژوهش نشان میدهد که در سطح اطمینان 99% عملکرد کلی امور مالیاتی شهر شیراز منطبق برکارت امتیازی متوازن می باشد.همچنین عملکرد از منظرمالی،مشتری وفرآیند های داخلی منطبق برکارت امتیازی متوازن می باشد. ولی عملکرد از منظر رشد ویادگیری منطبق برکارت امتیازی متوازن نمی باشد.
چکیده
عصر اطلاعات و دگرگونی دولت از مقتضیات امروز جامعه جهانی است، اصلاحات در بخش عمومی و تبدیل دولت بوروكراتیك به یك دولت كارآفرین یكی از راههای اصلی پیش روی دولت هاست. با توجه به عصر اطلاعات میبایست دو معنی دیگر را نیز در بر داشته باشد. یكی باید نقش عمدهتری برای اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی قائل باشد و دیگری اینكه نقش بسیار مهمتر و برجستهتری را به فناوری اطلاعات در فرایندهای تغییر بدهد.
در این پژوهش ابتدا سیاهه ای از عوامل مؤثر بر كاربرد فناوری اطلاعات از پژوهش های پیشین استخراج شد سپس این سیاهه با روش مصاحبه با نخبگان تكمیل و نهایی گردید و عوامل مؤثر در كاربرد فناوری اطلاعات بر تحقق دولت كارآفرین از نظر نخبگان تعیین شد. در گام بعدی، پرسشنامه ای برای سنجش میزان نقش و اهمیت این عوامل در راهبردهای پنجگانه دولت كارآفرین ساخته در نمونه جامعه آماری توزیع گردید، پس از جمع آوری پرسشنامه با استفاده از نرم افزار، تجزیه و تحلیل گردید و در نهایت فرضیه های تحقیق با توجه به تحلیل آماری اثبات گردیدند.
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین ادراک پیچیدگی اینترنت بر سهولت کاربرد و سودمندی دریافتی اینترنت در بین مدیران مدارس شهرستان انار انجام گرفت. بدین منظور از روش پژوهش همبستگی استفاده شد. جامعه آماری این مطالعه 210 نفر از مدیران مدارس شهرستان انار بودند، که 149 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه TAM که توسط پوالد رز (2004) هآنگ و دیگران (2004)، سنج و پاتن (2002) و گاردنر و آموروسو (2004) تهیه شده بود جمع آوری گردید و با استفاده از روش آماری همبستگی و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند . نتایج نشان داد که رابطه پیچیدگی ادراک شده اینترنت بر کاربرد واقعی اینترنت و سهولت کاربرد ادراک شده اینترنت منفی و معنادار می باشد، اما بر سودمندی ادراک شده اینترنت معنادار نمی باشد. همچنین نتایج دیگر نشان داد که سهولت کاربرد ادراک شده اینترنت با سودمندی ادراک شده اینترنت و نگرش نسبت به کاربرد اینترنت رابطه مثبت و معنادار دارد. سودمندی ادراک شده اینترنت با نگرش نسبت به کاربرد اینترنت و نیت رفتاری کاربرد اینترنت رابطه مثبت و معنادار دارد. نگرش نسبت به کاربرد اینترنت با نیت رفتاری کاربرد اینترنت رابطه مثبت و معنادار دارد و نیت رفتاری کاربرد اینترنت با کاربرد واقعی اینترنت رابطه مثبت و معنادار دارد.
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین توانمندسازی و کیفیت زندگی کاری با فرسودگی شغلی در کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران است. جامعه آماری پژوهش حاضر عبارت از کلیه کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران که در سال 2010 در این سازمان مشغول به خدمت هستند. برای انتخاب گروه نمونه از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد که در مجموع از بین کارکنان، تعداد 250 نفر( 127زن و123 مرد) انتخاب شدند. پژوهش حاضر با توجه به هدف از نوع مطالعات کاربردی و از لحاظ شیوه جمع آوری داده ها و تحلیل آنها؛ روش مورد استفاده روش توصیفی و از نوع طرح های همبستگی است. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه خصوصیات جمعیت شناختی آزمودنیها و پرسشنامه توانمند سازی کارکنان، پرسشنامه کیفیت زندگی کاری و پرسشنامه فرسودگی شغلی می باشد که روایی و پایایی آن در این پژوهش با استفاده از روش آلفای کرنباخ و روش تحلیل عاملی اکتشافی مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آمار استنباطی با روش های آزمون ماتریس همبستگی از نوع پیرسون و آزمون رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین توانمندسازی کارکنان و کیفیت زندگی کاری با فرسودگی شغلی کارکنان رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین بین ابعاد مختلف کیفیت زندگی کاری و ابعاد مختلف توانمند سازی با ابعاد مختلف فرسودگی شغلی رابطه منفی وجود دارد ولی بین ولی بین متغیرهای فرسودگی عاطفی و مسخ شخصیت با پرداخت منصفانه حقوق و بین متغیرهای رشد شخصیتی و احساس استقلال رابطه معناداری علیرغم منفی بودن آن ملاحظه نشد. همچنین ابعاد مختلف توانمند سازی و ابعاد مختلف کیفیت زندگی کاری به صورت جداگانه توانستند فرسودگی شغل کارکنان را در جهت منفی پیش بینی کنند.